یادگاری

هنوز هم تو شب هات اگه ماه رو داری
من اون ماه رو دادم به تو یادگاری

هنوز هم تو شب هات اگه ماه رو داری
من اون ماه رو دادم به تو یادگاری
عاشقی يعنی اسير دل شدن
با هزاران درد و غم يکی شدن
عاشقی يعنی طلوع زندگی
با صداقت همنشين گل شدن
عاشقی يعنی که شبها تا سحر
وارد دنيای روياها شدن
عاشقی يعنی تحمل ، انتظار
مثل ماه آسمان تنها شدن
عاشقی يعنی دو ديده تا ابد
پر ز گهر های دريايی شدن
علیرضا + منا = عشق
علیرضا ــ منا = مرگ
بی تو می میرم ![]()

با تو چه زندگي هايي که تو روياهام نداشتم
تک و تنها بودم اما تورو تنها نميذاشتم
چه سفرها با تو کردم چه سفرها تورو بردم
دم مرگ رسيدم اما به هواي تو نمردم
دارم از تو مينويسم که نگي دوستت ندارم
از تو که با يک نگاهت زيرو رو شد روزگارم
دارم از تو مينويسم ... دارم از تو مينويسم
موقع نوشتنو.... وقت اسم گذاشتنو
کسي رو جز تو نداشتم .... اسمي جز تو نميذاشتم
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگينه اون از غصه توست
با تو چه زندگي هايي که تو روياهام نداشتم
حتي من به آرزوهات تورو آخر ميرسوندم
ميرسيدي تو من اما آرزو به دل ميموندم
هي ميخواستم که بگم که بدوني حالمو
اما ترس و دلهره خط ميزد خيالمو
توي گفتن و نگفتن از چه روزهايي گذشتم
اينقده رفتم و رفتم که هنوزم برنگشتم
من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگينه اون از غصه توست
هرچي شعرعاشقونس من براي تو نوشتم
تو جهنم سوختم اما مينوشتم تو بهشتم
اگه عاشقونه خوندم تو بدون چه کسي باعثه شه
اگه مردم تو بدون چه کسي وارثه شه
يکدفعه مثل يک آهو توي صحراها رميدي
بس که چشم تو قشنگه گله گرگ رو نديدي
دل نبود توي دلم ... تورو گرگها نبينن
اونا با دندون تيز به کمينت نشينن
الهي من فداي تو... چيکارکنم براي تو؟
اگه تو اين بيابونا خاري بره به پاي تو
يکدفعه مثل پرنده قفس عشقو شکستي
پر زدي تو آسمونها رفتي اون دورها نشستي
دل نبود توي دلم... گم نشي تو کوچه باغها
غروبها که تاريکه ... نريزن سرت کلاغها
نخوره سنگي به بالت ... پرت نشه فکرو خيالت
يکدفعه مثل يک گل... رفتي تو دست خزون
سيل بارون و تگرگ از آسمون
بردمت تو گلخونه... که نريزه روي سرت
که يکوقت خيس نشه ... يخ کنه بال و پرت
نشکني زير تگرگ ... نريزه از تو يه برگ
يکدفعه مثل يک شمع... داشتي خاموش ميشدي
اگه پروانه نبود تو فراموش ميشدي
اره پروانه شدم... تا پرام سوخته بشه
که آتيش دل تو... به دلم دوخته بشه
که بسوزه پروبالم ... که راحت بشه خيالم
دارم از تو مينويسم... تو که غم داره نگاهت
اگه دوست داشتي بگو...تا بازم بگم برات
اينقده ميگم تا خسته شم
با عشق تو شکسته شم
ON
دوستت دارم
(
)
دل من غمگینو خستس
چرا چشمای تو بستس
چرا تو بهونه گیری
چرا دستم نمی گیری
دست من به سوت درازه
این واسه من یه نیازه
که دستمو بگیری تو
آخه من می میرم بی تو
قلبه من قده یه دنیاس
تویه قلبم جای گلهاس
گل من فقط تو هستی
دلمو هیچوقت نشکستی
قلبه من با تو یه رنگه
نمیخواد با تو بجنگه
تویه اون غربت غمگین
تو شدی یه عشق رنگین
تو شدی همه ی دنیام
همه ی دلبستگی هام
تو شدی سنگه صبورم
تو بدون واست می میرم
تو هستی همه ی هستیم
واسه چی می گی که نیستی
دلتو دیگه پس نمی دم
آسون از دستت نمی دم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...
نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم

منا دوستت دارم
سلام به منای عزيزم اميدوارم حالت خوب باشه و
سلام به شما بچه هاي عزيز و دوست داشتني خودم
اميدوارم حال همگي شما خوب باشه و لحظات خوبي
را در كنار
مناهاتون گذرونده باشين.ديشب آخرين بارون بهاري هم بباريد و من كه
عاشق بارونم رفتم زير بارون قدم زدم كه يه دفعه
ياد
منا افتادم كه بهم گفت مواظب خودت باشي...من هم زودي رفتم زير آلاچيق كه توي پارك كنار
جاده بود ايستادم و به دانه هاي بارون نگاه ميكردم
حالا نمي دونم اين گريه ها مال چي بود. اي كاش
منا
هم اينجا بود و باهم گريه آسمان را مي ديديمآخه
منا هم از بارون خوشش مياد.ولي اون موقع، منا، زير بارون بود. من بهش گفته
بودم
مواظب خودت باش و هميشه هم گفتم ولي اونگوش نداده و حالا هم اون مريض شده......نمي دونم
از دستش ناراحت هستم يا نه ولي از دست خودم خيلي
ناراحت هستم كه چرا من زياد زير بارون نبودم تا من
هم حالا، حاله
منا را داشته باشم.
برای لحظه هایم ،برای دردهایم وبرای شبهایم
تو مرهمی ،تو مونسی تو جون پناهی ،بی توزندگی
مثل چراقی است خاموش،مثل رهگذری درمانده در
جادهای بی کسی . بی تو گمشده ام در کوچه سارهای
زندگی ،آری بی تو گم شده ام در کوچه پس کوچه های
عمر ،منا خورشید عشق من با تو طلوعی دوباره
خواهد داشت و آسمان قلبم هر شب با خنده هایت ستاره
باران خواهد شد.
به نام تو که برام مثل باروني
وبه یاد تو که هر لحظه رو برومی
وسلام به تو که تمام وجودمی
نازنینم ،من که دلم تاب نداره
زندگیم دیگه تعریف نداره
می دونی دلم برات تنگ شده بود
زندگی بی تو واسم زهر شده بود
زندگی بی تو واسم زهر شده بود...
دعا ميكنم كه همه شما دوستان خوبم به مناتون
برسين و مواظب شون باشين كه كمي زير بارون برن
تا مثل
منای من مريض نشن . با آرزوي موفقيتبراي همه شما دوستان عزيز و
سلامتي منا جونممخلص شما...
منا دوستت دارم
دست میکشم روی دکمه ها،اشکهایم می ریزندپایین
انگشتم را روی حرف اسمش فشار می دهم م.ن.ا چقدر این منا با من غریبه شده است.انگار او رااصلا نمی شناختم.بعدحروف اسم خودم را پیدا می کنم
ع.ل.ی.ر.ض.ا چقدر علیرضا تنها شده .
روزی که برای اولین بار اسم هایمان رو به هم گفتیم چقدر
خندیدیم.احساس می کردیم دوباره لیلی و مجنون عاشق پیشه
از دل تاریخ بیرون آمده اند و یکدیگر را پیدا کرده اند.
اما حالا به جستجوی خاطرات تلخ برآمده است.گویی صدای
مرا نمی شنود و قتی به او میگم دوستم داری، به سختی از
رویاهای دور و درازی که دارد جدا می شود و با کلمات کوتاه
به سوالم پاسخ می دهد که هیچ مفهومی هم ندارد.او اکنون در
تورهای تنیده ذهن خود گرفتار شده است و آرزو می کند هما
دختری باشد که در دوران کودکی دستش را می گرفتن و راه را
به اون نشان می دادن و من کاری نمی تونم بکنم به جز زدن
حرفای دلم و اینجوری خودم را آروم می کنم............
تنها دلیل بودنم منا ! دست تقدیر هنوز هم ما را به هم نرسانده
باور کن فقط با وجود تو زندگی معنا می گیرد و با عشق
تو خون در رگهایم جاری می شودو با دیدن تو زنده می مانم
دیدن تو.................................................
جاده رسیدن به سعادت و کما لم را با نور مقدس عشق آسمانیت
روشن ساخت. ای فرشته آسمونها به سپاس این همه خوبی تو را
می ستایم دوستت دارم

يك روزي سر راه تو وايسادم
گفتم كه دل به تو دادم
حتي به پاتم افتادم
تو گفتي دلت اسيره
دلت جاي ديگه گيره
آخه اون بي من ميميره
نگفتي كه منم ميرم
كه منم بي تو ميميرم
نه نه نگفتي
گفتم به عشقم بگو آره
پر كن شبامو از ستاره
گفتي ستاره بي ستاره
قلبم براي تو جا نداره
بگو آره بگو آره
پر كن شبامو از ستاره
قلبم باسه تو جانداره
اگه یه وقت بغض می کنم
گاهی تبسم می کنم
می خوام بگم عاشقتم
دست و پامو گم می کنم
می خوام جون منی
آتیش به جون میگیره
می خوام بگم دوستت دارم
اما زبونم می گیره
نامه نگیرتا تو رو دوباره من نبینمت میمیرم
وقتی حرفامو می خوردم
داشتم از عشقت می مردم
وقتی لبهامو می دوختم
توی آتیشت می سوختم
وقتی بودم سرد و ساکت
داشت دلم می شد هلاکت
فکر می کردم تا تویی جفتم
سوختم و به تو نگفتم
خواستم از چشمات نیوفتم.
چی بنویسم که لایق تو باشه

چی بنويسم وقتی چشمام از هجوم گریه خیسه
وقتی هیچ کس نمیتونه گریه هامو بنویسه
چی بنويسم وقتی قلبت من و از توو قصه رونده
وقتی که به جز یه سایه کسی پیش من نمونده
چی بنويسم وقتی فریاد با سکوت فرقی نداره
وقتی هیچ کس نمیتونه تو رو پیش من بیاره
شب هم نفسی شب بلند تنهایی تو که هم نفسی بگو کجای دنیایی
چی بگم وقتی زندگي بی تو جلوه ای نداره
وقتی فرياد من و خاموش توی کوچه جا میزاره
وقتی که برای بغضم جز شکستن چاره ای نیست
چی بنويسم وقتی چشمام از هجوم گریه خیسه
چی بنويسم وقتی فریاد با سکوت فرقی نداره
تواين دنيا به كسي دل نبند
چون اين دنيا اينقدر كوچيكه كه دوتا دل كنار هم جا نميشن ......
ولي اگه به كسي دل بستي
هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اينقدر بزرگه كه ديگه هيچوقت پيداش نميكني .....

و من همیشه تو را در دنیا دارم و تو را دوست دارم
از كسي كه دوستش داري ساده دست نكش
شايد ديگر هيچ كس را مثل او دوست نداشته باشي
از كسي هم كه دوستت دارد به آساني مگذر
شايد هيچوقت هيچ كس تو را مثل اون دوست نداشته باشد

تو مي توني با يه شاخه گل
به عشقت
نشون بدي كه مي خواي پيشت بمونه
همه چیز برای من و تو می شکفد ؛
و اولین اندیشه جهان فقط می تواند از آن ما باشد ؛
ما عاشقیم ، و بهشت برای ما آفریده شده .
فقط من و تو .

دل هر دومون گرفته آخه تا کی انتظار ؟
آخه چقدر صبر؟
دیگه نمی خوام روز و بدون اون به سر کنم
وقتی باهاشم زندگیم شیرین تره
آخه چقدر صبر؟
چشم تو وقتي زيباست كه پر از اشك باشد
اشك وقتي زيباست كه براي عشق باشد
عشق وقتي زيباست كه براي تو باشد

تو وقتي زيبايي كه براي من باشي
زندگي مال تو مرگ مال من
راحتي مال تو گرفتاري مال من
شادي مال تو غم مال من
همه چيز مال تو ولي تو مال من
اصلا کسی توجه نمیکنه به ما تولده من هست یا نیست
ولی خودم به خودم میگم تولدم مبارک
مراقب شادی تو هستم
هم چنان که تو پاسبان شادی من هستی .
در آرامش نخواهم ماند اگر در آرامش نباشی .

ON
اگر به اندازهً آسمان ها قلب داشتم همه را نثارت می کردم اگر به اندازهً درخت های جهان
برگ داشتم همه را زير پای تو ميريختم ٬ واگر به اندازهً اقيانوس های جهان اشک داشتم همه
را برايت ميريختم تا بدانی که چقدر دوستت دارم !
ای مرواريد وجودم تو را همچون گلهای ناز که ستاره ها را دربرمی گيرند٬ در خواهم
![]()
گرفت و خواهم گفت دوستت دارم عزیزم!!!!! ![]()
یادته یه روز بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه یه وقت نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده.
بهت گفتم اگر بارون نیومد چی؟
تو گفتی:
*وقتی چشمای قشنگ تو ببارن اسمون طاقت نمی یاره و گریش میگیره*
و تند تند داري تكون مي خوري يه وقت نترسي ها!
تو توي قلب مني.
نمی دونی چه زندگی قشنگی رو دارم تجربه می کنم.
همش هم به خاطر وجود نازنین تو است.احساس اینکه تورا دارم
بهترین احساس هاست.تو مایه ی خوشحالی و امید در زندگی من هستی .
همیشه از خدا می خواهم که من هم بتوانم همسر مناسبی برایت باشم.
امیدوارم همیشه عاشق هم باشیم.